یادنامه

جایی برای یاد کردن از چیزایی که باید به یاد بیاریم و یاد بگیریم و یادمون بمونه

یادنامه

جایی برای یاد کردن از چیزایی که باید به یاد بیاریم و یاد بگیریم و یادمون بمونه

پدر و مادر(2)

يكشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۲۰ ب.ظ

بسم الله الرّحمن الرّحیم

Shahadat

امام موسی کاظم(ع) می فرمایتد:

بهترین چیزی که به وسیلۀ آن بنده به خداوند تقرب می جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.

 

_.-_-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._-._

 

شیطون بعضی موقعا یه روشی به کار می بره که خیلیا رو به زمین می زنه ...
 

مثلا شب عاشورا شده میخوای بری هیئت برا آقا امام حسین(ع) سینه بزنی و گریه کنی و ...

بعد میای از مادرت اجازه بگیری و اون بعد یه ذره اصرار تو با اکراه اجازه میده. بعد اگه پاشی بری هیئت، باختی...

همون اصرار کردنه هم ...

اگه پاشی بری هیئت گریه هم شاید بکنیا ...  امّا ...

 

شیطون این جوری بین خوب و خوب تر ما رو میندازه تو خوبه ...

...

میشه تو خونه به جای اینکه بشینیم جواب پیامک چند نفرو بدیم یا چت کنیم، بریم بگردیم دنبال نیکی کردن به پدر و مادر ... مثلا قبل اینکه برن ظرف بشورن سریع بریم خودمون ظرفا رو بشوریم ...

شکر خدا انقد کار هست  که میشه انجام داد و نیکی کرد به پدر و مادر ... فقط باید بگردیم ...

 

در باب این حدیث: بعد نماز پدر و مادره ها ... یعنی چی؟! فک کنم یعنی اگه می خوایم به خدا نزدیک شیم، بعد نماز بریم دنبال نیکی به پدر و مادر ... خوشحالشون کنیم ... کمکشون کنیم ... کنارشون باشیم ...

 

در باب این روز: امام موسی کاظم(ع)، 14 سال آخر عمرشون رو تو زندان بودند و کسی نتونست یه دفعه هم خلوت ایشون با خدا رو به هم بزنه ... حتی یه دفعه یه فاحشه اومد و نتونست  ... آخرش توبه کرد اون شخص ...

اون وقت عبادتای ما چی ؟؟!! ...

 

 

همه این حرفا رو که می زنم بیشتر از همه برا خودم میگم ...

حرف زیاده ...

التماس دعا

یا علی(ع)

 

 

 

 

نظرات (۷)

کمی لحن نوشتنت عوض شده فکر کنم! دیگه خیلی خودمونی شدیم...

بعضی از نگرانی‌هایی که خانواده ابراز می‌کنن، بخاطر دلشوره‌ای هست که دارن، این دلشوره در همه هست و حس می‌کنم که علی‌رقم اخم‌وتخم‌هایی که ممکنه بشه(چون دلشوره دارن) ته دلشون راضی باشن از این مسئله... چیزی که سخته، تشخیص مرز هاست...

و من الله توفیق
این نگرانی با اکراه فرق داره ...
سلام برادر ....
آقا نحات دادی مارو که قالب داستانی رو عوض کردی ! یه بدعت بود!
به نظر من اینجوری نیس که همیشه اصرار بد باشه! چون من تجربه کردم! یه جاهایی خانواده میخوان مصمم بودن بچه شون رو ببینن!  
چیزی که سخته، تشخیص مرزهاست ...

آقا دیدید چی شده ... دارن یه سری بازیگر که از ولایت دفاع کردن رو میکوبن ... به نظر من وظیفه ما اینه که ازشون دفاع کنیم!

میدان عمل خالی است...
او در پی سرباز است ...
چون ما همه سر داریم ...
سردار نمی آید...
  • امین بهجتی
  • شاید لازم باشه یه جاهایی اطاعترو ببینن...
    شاید اگه اون موقع این ولایت پذیریو میدیدن بهتر بود...
    نمیدونم
    به نظر من میشه تو بعضی وقتا ولایت پذیری رو همراه با مصمم بودن نشون داد ... 
    یعنی تو میگی من حتی مصمم هم هستم ... ولی امر، امر شماست !
    شاید!

  • امین بهجتی
  • آره این بهترین حالتشه ... :-)

    یه شخصی تعریف میکردن که میخواستن برن شمال. بعد پدرشون اجازه ندادن. بعد میشینن با پدرشون صحبت میکنن و رفتنشون از لحاظ منطقی هیچ مشکلی نداشته ... آخرش پدرشون میگن یه حسی بهم میگه نرو...
    بعد نمیرند شمال. یه روز صبح میبینن لوله های آبشون ترکیده و اگه میرفتن شمال سقف رو طبقه پایینیشون خراب میشده...

  • امین بهجتی
  • البته تا جایی که یادمه اینجوری بود.

    ایشالا ما به این بهترین حالته برسیم ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی